تبليغاتX
هیئت جوانان مکتب الرضا(ع) - تاسیس 1385

سلام

این مطلب رو اینجا میزارم به یاد تازه درگذشتگان مرحوم محمد جوادی پارسا، مرحوم حسن شاه حسینی و مرحوم حسن کشاورز (روحشون شاد و قرین رحمت حق تعالی باد)

داستان کوتاه


روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

سپس از آنها خواست که درباره قشنگترین چیزی که میتوانند در مورد هرکدام از همکلاسی هایشان بگویند ، فکر کنند و در آن خط های خالی بنویسند .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 11:18 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 
سلام به همه خوبان دوست و دوستان خوب

خوبین؟

جاتون خالی رفته پابوسی قبله هشتم

یه حال مشتی عوض کردم و برگشتم

نمیدونم چرا اما وقتی میرم روبروی گنبد طلاش و از دور نگاهش میکنم انگار دیگه تو این عالم خاکی نیستم

خدا قسمت همه بکنه این زیارت رو که خودش گفته سه جا پسش میده

چندتا عکس هم اونجا گرفتم که میزارم گوشه وبلاگ که همه فیض ببریم

یا ضامن آهو مددی

+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

بر آستان جانان
-----------------------------------------------

بر آستان توام دل هميشه پابند است
چو آهويي كه پناه از تو آرزومند است

بر آستان تو عمري سر ارادت ماست
دلم به زلف تو اي دوست، سخت پابند است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

كاش آهوي بيابان دو چشمت مي‌شدم
----------------------------------------------------------------------

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت مي‌شدم
ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت مي‌شدم

كاش يك شب مي‌گذشتم از فراز چشم تو
گرم گلگشت خراسان دو چشمت مي‌شدم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

امام رضا(ع) هشتم سيه گيسو
-----------------------------------------------------------

شمع بي‌اشك و بي سوسويم من
محو هشتم سيه گيسويم من
گر به مشهد، پريشان مويم من
كشته ضامن آهويم من


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:10 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

دست مرگ
--------------------------------------

گرفته لكنت حجلت گريبان زبانم را
و مي‌سوزد تب آواز، مغز استخوانم را

به آهنگي كه از من نيست شوق ناله‌اي دارم
و دست آسمان پر مي‌دهد آه نهانم را


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

قصيده حرم

در كشور ايران كه دلتنگي فراوان است
كنجي براي گريه، اي مردم! خراسان است

كنجي كه جذاب است مثل خال كنج لب
كنجي كه در واقع تمام خاك ايران است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

دري به كبودي آسمان
------------------------------------------------------

و من ديدم
كبوتراني را
كه به شوق طواف گنبد طلايي تو
تمام جاده‌هاي هوايي را
زير دو بال گرفته بودند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

چشمانم به من دروغ نمي‌گويند
-----------------------------------------------------------------------

قرار ما
حرم توست

هر كه درد ندارد
نبايد هم كه بيايد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  | 

ميلاد گل
-------------------------------------

ميلاد گل به فصل بهاران خجسته باد
آواز دلنواز هزاران خجسته باد

در گلشن هميشه گل افشان سرمدي
رقص نسيم و جوش بهاران خجسته باد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 9 آبان1388ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط پیروز (محسن) سلطان احمدی  |